Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «صدای ایران»
2024-05-05@17:26:29 GMT

سخنان مادر مقتول خانه وحشت تهران

تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ | کد خبر: ۳۴۴۰۴۱۵۶

سخنان مادر مقتول خانه وحشت تهران

به گزارش صدای ایران  روزنامه همشهری در ادامه نوشت: این زن که ساکن مشهد است می‌گوید ماه‌ها در انتظار یک نشانی از دخترش بوده و بارها به حرم امام رضا(ع) رفته و نذر کرده تا دوباره دخترش با او تماس بگیرد و از چشم انتظاری در بیاید و حالا در گفت‌وگو با خبرنگار همشهری است که فهمیده نتیجه آزمایش دی‌ان‌ای مشخص و معلوم شده جسدی که در خانه وحشت پیدا شد، متعلق به دختر اوست.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

گفت‌وگو با این مادر داغدیده را در ادامه می‌خوانید.



قبل از اینکه ماجرای ناپدید شدن دخترتان را تعریف کنید، حالا که متوجه شده‌اید او در خانه وحشت به قتل رسیده از دادگاه چه درخواستی دارید؟


صددرصد قصاص می‌خواهم. تحت هیچ شرایطی حاضر به بخشش نیستم. قاتل باید مجازات شود. هرچند هنوز از اداره آگاهی تهران با من تماسی نگرفتند که اعلام کنند آزمایش دی ان‌ای تأیید شده است و من این خبر را از زبان شما می‌شنوم. احتمالا شنبه با من تماس می‌گیرند و این خبر تلخ را که هرگز دلم نمی‌خواست بشنوم به من اعلام خواهند کرد. راستش در تمام این مدت دعا می‌کردم آن آزمایش منفی شود و به من بگویند جسدی که در خانه وحشت پیدا شده متعلق به دختر من نیست. اما حالا خواسته‌ام قصاص قاتل دخترم است. حتی اگر میلیاردها تومان پول هم پرداخت کنند حاضر نیستم او را ببخشم. اگر ببخشم در حق دختران ظلم کرده‌ام. ببخشم که به‌زودی آزاد شود و باز دختران دیگری را فریب بدهد، درخانه‌اش زندانی کند و بعد به راحتی جانشان را بگیرد؟ این همه سال دخترم را با هزار سختی بزرگ کردم اما یک مرد بی‌رحم پیدایش شده و او را از من گرفته است. من تازه متوجه این اتفاقات و پرونده این مرد شده‌ام. اگر او در پرونده قبلی‌اش به اشد مجازات می‌رسید هرگز آزاد نمی‌شد تا دختران دیگری را به راحتی فریب بدهد و در خانه‌اش زندانی کند و دست آخر جان دختر مرا بگیرد. هرچند خدا می‌داند چه خلاف‌های دیگری مرتکب شده که هنوز اسرار آن فاش نشده است.


در این مدت که از دخترتان بی‌خبر بودید ماجرای خانه وحشت را در روزنامه‌ها و یا فضای مجازی خوانده بودید؟
نه. اصلا. من اهل فضای مجازی نیستم. از وقتی پلیس با من تماس گرفت و درباره دخترم سؤال کرد، فهمیدم که چه اتفاقی در آن خانه افتاده است.


از چه زمانی دخترتان ناپدید شد؟
دخترم محبوبه اوایل امسال از خانه بیرون رفت و دیگر او را ندیدم. ماه رمضان بود.۲ روز بود که از او خبری نداشتم. البته پیش می‌آمد که با دوستانش بیرون می‌رفت و یک یا ۲ روز به خانه نمی‌آمد. معمولا به خانه دوستانش می‌رفت. اما آخرین بار حدود یک هفته از او بی‌خبر بودم تا اینکه خودش به من زنگ زد و گفت در تهران است. سابقه داشت که گاهی برای دوا و درمان به تهران برود. آخر دخترم ۳یا ۴سالی می‌شد که دچار بیماری افسردگی شده بود و برای درمان هرازگاهی به تهران می‌رفت. این‌بار هم فکر کردم برای درمان به تهران رفته است.
کی متوجه شدید که دخترتان به دام سعید افتاده است؟


چند روز پس از آنکه تماس گرفت و گفت تهران است، موبایلم زنگ خورد و چون شماره ناشناس بود جواب ندادم. ۲ دقیقه بعد دوباره موبایلم زنگ خورد و این‌بار شماره دخترم افتاد. جواب دادم. محبوبه بود. می‌گفت در تهران با یک آقایی آشنا شده است. بعد تلفن را داد به آن مرد. لحن صحبتش مانند گنده لات‌ها بود. می‌گفت از همسرش جدا شده و بچه هم دارد. می‌گفت مدتی کارتن خواب بوده است اما حالا تغییر کرده و آدم حسابی شده است. او به من گفت که از دختر شما خوشم آمده و می‌خواهم با او ازدواج و زندگی کنم. صدای او و لحن صحبتش را که شنیدم جا خوردم و خیلی عصبانی شدم. گفتم گوشی را به دخترم بده و به محبوبه گفتم چرا در خانه یک غریبه هستی و به او گوشزد کردم که فورا آنجا را ترک کند اما آن مرد گفت که نگران نباشید و در ادامه گفت که خواهرش هم با او زندگی می‌کند و هر دویشان هوای دخترم را دارند.


بعد از آن دیگر تماسی با شما نگرفت؟


آن روز آن مرد (مادر محبوبه در تمام مدت مصاحبه سعید را آن مرد خطاب می‌کرد) تلفن را قطع کرد و تا ۱۰یا ۱۵روز بعد هم با دخترم در تماس بودم اما بعد موبایلش را از دسترس خارج کرد و چون نمی‌شد به او زنگ زد به‌شدت نگران شده بودم. به اداره پلیس رفتم و گزارش مفقود شدن او را به پلیس اعلام کردم.


در تماس‌هایی که دخترتان با شما داشت از ماجرای زندانی شدنش در خانه وحشت حرفی نزد؟


نه. اما آخرین بار که به من زنگ زد معلوم بود که حالش خوب نیست و اضطراب دارد. بعد از آن تماسی که من با آن مرد صحبت کردم، یک‌بار خودم به دخترم زنگ زدم و گفتم کجایی؟ گفت امامزاده حسن هستم. گفتم چرا نمی‌آیی و یا حداقل یک آدرسی از خودت بده تا من به دیدنت بیایم و بدانم کجا هستی. می‌گفت به‌زودی می‌آیم و بعد تلفن را قطع کرد. یک‌بار دیگر به او زنگ زدم و گفت تهران هستم و به‌زودی می‌آیم. بعد ازمن خواست تا ۱۰۰ هزارتومان به حسابش واریز کنم که فردا برگردد. فردا رسید وخبری از او نشد. دوباره به او زنگ زدم و گفتم چرا نیامدی گفت فردا می‌آیم. اما فردایش هم خبری از او نشد. دوباره زنگ زدم و او گفت دستگاه عابربانک کارتش را خورده است. بعد از آن تماس گرفتم و گفت همچنان در تهران است. صدایش یک جوری بود و حالا که ماجرا را متوجه شده‌ام احساس می‌کنم در همان خانه وحشت زندانی بود و نمی‌توانست صحبت کند. این آخرین تماس من و محبوبه بود. پس از آن دیگر موبایلش از دسترس خارج شد و من از او بی‌خبر شدم. هرچه تماس می‌گرفتم نمی‌توانستم با او ارتباط برقرار کنم و این اتفاق دیوانه‌ام کرده بود. کارم شده بود هر روز به حرم بروم و التماس امام رضا(ع) کنم تا یک نشانی از دخترم به‌دست آورم. خیلی شرایط بدی داشتم و روزهای سخت و وحشتناکی را گذرانده‌ام. بلاتکلیفی بدترین اتفاق برای یک آدم است. اینکه نمی‌دانستم چه بلایی برسر دخترم آمده است و او کجاست. همه اینها دیوانه‌ام کرده بود و یک شب نتوانستم راحت بخوابم.


دخترتان تا پیش از این اتفاق با شما و پدرش در مشهد زندگی می‌کرد؟


بله ما ساکن مشهد هستیم. پدر محبوبه سال‌ها قبل فوت شد و من مجددا ازدواج کردم. ۳پسر دیگر هم دارم که از محبوبه کوچک‌تر هستند و محبوبه تنها دخترم بود. او ۳۲سال داشت. (مادر محبوبه با بغض ادامه می‌دهد) دخترم تا سیکل بیشتر درس نخوانده و ۱۹ساله بود که ازدواج کرد. اما زندگیشان یک سال بیشتر دوام نیاورد.شوهرش معتاد بود و از یکدیگر جدا شدند. محبوبه با من و شوهر دومم زندگی می‌کرد. من و محبوبه هر دو در تولیدی کار می‌کردیم. دخترخوش‌قلب و مهربانی بود. مظلوم هم بود تا اینکه حدود ۴یا ۵سال پیش دوستان نابابی سر راهش قرار گرفتند اما با وجود این دختر بدی نبود. فقط گاهی پیش دوستانش می‌رفت و ۳-۲ شب خانه نمی‌آمد اما دختر خوبی بود و من از او راضی بودم.


چه زمانی متوجه شدید که دخترتان در خانه وحشت بوده است؟

از ابتدای امسال از دخترم بی‌خبر بودم تا حدود ۴۰روز پیش که از اداره آگاهی تهران به من زنگ زدند و گفتند بیا به اداره آگاهی تهران. پس از آن آزمایش دی‌ان‌ای از من گرفته و ماجرای خانه وحشت را برایم توضیح دادند اما من هنوز سعید را ندیده‌ام. همچنان هم باور نمی‌کنم که جسد متعلق به دخترم است. اگر گفته‌های شما درست باشد، من کوتاه نخواهم آمد و تا سعید قصاص نشود آرام نخواهم گرفت. نه‌تنها سعید بلکه برای خواهرش هم باید مجازات سنگینی درنظر بگیرند. یک زن چطور دلش آمده با هم جنس خودش چنین کاری کند. با برادرش همدستی کند و اجازه بدهد دختران زیادی در خانه او زندانی باشند. می‌توانست زمانی که برادرش در خانه نبود دخترم را آزاد کند و اجازه بدهد او برود. نه‌تنها دخترم بلکه دختران دیگر را نیز آزاد کند. پس او هم دست کمی از برادرش در این اتفاق وحشتناک ندارد. اگر با برادرش همدستی نمی‌کرد و اجازه می‌داد دخترم برود الان او زنده بود.
دخترتان نگفت چطور با سعید آشنا شده؟


نه حرفی نزد. همان یک مرتبه‌ای که با آن مرد صحبت کردم به من گفت در یک مسافرخانه کار می‌کند که من احتمال می‌دهم دخترم در مسافرخانه با او آشنا شده و بعد آن مرد فریبش داده است. امیدوارم هرچه زودتر او مجازات شود و دیگر به جامعه برنگردد.


منبع: صدای ایران

کلیدواژه: مادر مقتول خانه وحشت تهران خانه وحشت زنگ زدم آن مرد بی خبر

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت sedayiran.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «صدای ایران» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۴۴۰۴۱۵۶ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

قتل زن میانسال در دعوای مادر و دختری | دختر جوان تا یک‌قدمی چوبه دار رفت

به گزارش همشهری آنلاین، فروردین سال ۹۸ دختر جوانی به نام نرگس در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ مدعی شد که پس از درگیری با مادرش او به طور ناخواسته فوت کرده است. پس از آن مأموران به محل حادثه که خانه‌ای در جنوب تهران بود، رفتند و با جسد زن ۶۵ ساله‌ای به نام مریم که آثار خونریزی روی سرش پیدا بود، مواجه شدند.

نرگس در توضیح ماجرا به مأموران گفت: مادرم به لحاظ روانی مشکلات زیادی داشت و مجبور بود هر روز تعداد زیادی قرص مصرف کند به همین خاطر تعادل روانی نداشت و مدام با هم دعوا می‌کردیم. چند ساعت قبل دوباره با هم بحث‌مان شد و کارمان به درگیری کشید و مادرم با سرعت به آشپزخانه رفت و چاقویی برداشت و به سمتم حمله کرد و من هم برای دفاع از خودم او را هل دادم که سرش به دیوار خورد و از حال رفت.

وی ادامه داد: بعد برای اینکه خودم را آرام کنم، قلیان درست کردم و به تراس رفتم تا بکشم اما مادرم دوباره به تراس آمد و لگدی به قلیان زد و با چاقو چند ضربه سطحی به پا و شکمم زد. با اینکه مجروح شده بودم اما وقتی دیدم از سرش خون می‌آید، دست‌هایش را گرفتم تا آرام بگیرد اما او عصبانی‌تر شد و گفت باید از خانه بروم. من هم با ناراحتی از خانه بیرون رفتم. می‌خواستم قرص‌هایش را بخرم اما بعد از ۲ ساعت که برگشتم، در را باز نکرد. نگران شدم و با آتش‌نشانی تماس گرفتم. وقتی در را باز کردند با جسد مادرم رو به رو شدیم. پس از آن جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد.

در تحقیقات بعدی مشخص شد که مادر و دختر هر دو به مواد مخدر شیشه اعتیاد داشته‌اند. در این میان پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کرد: «علت فوت ضربه مغزی و خونریزی بوده است.» با اعلام این گزارش، پدر و مادر مریم و پسرش (دایی متهم) علیه نرگس شکایتی را ثبت کردند و خواستار قصاص او شدند. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

سناریوی خودکشی قتل از آب درآمد | همدستی خیانت‌آمیز زن جوان با مرد همکار در دادگاه چه گذشت

در ابتدای جلسه، اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم به جایگاه رفت و ضمن رد اتهام قتل عمد گفت: ۷ سال قبل پدرم، من و مادرم را تنها گذاشت و رفت و من و مادرم با هم زندگی می‌کردیم تا اینکه چندی قبل با پسر همسایه‌مان دوست شدم و او با فریب، من را مورد آزار و اذیت قرار داد که شکایت کردم و او را به تبعید و شلاق محکوم کردند. یکی از روزهایی که با مادرم برای پیگیری پرونده رفته بودیم، مادرم زمین خورد و سرش با جدول کنار خیابان برخورد کرد و بعد از مدتی فراموشی گرفت و مشکل روانی پیدا کرد تا جایی که دست به خودکشی زد و یک بار هم نزدیک بود خانه را به آتش بکشد.

وی افزود: مادرم سر هر موضوعی با من درگیر می‌شد. آنقدر به من فشار روانی وارد شد که به خانه دایی‌ام در شهرستان رفتم. نمی‌خواستم به خانه برگردم اما مادرم بارها با من تماس گرفت و التماسم کرد تا برگردم. من هم دلم سوخت و دوباره به خانه برگشتم. با این حال دوباره درگیری‌های ما شروع شد. من در این سال‌ها خیلی سختی کشیدم اما من قاتل مادرم نیستم.

در پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده، متهم را به قصاص محکوم کردند. وقتی حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد و قطعی شد، دختر جوان در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

رضایت اولیای دم و محاکمه از جنبه عمومی جرم

در حالی که زمان زیادی تا اجرای حکم نمانده بود، قاتل توانست پیش از اجرای حکم رضایت اولیای دم مقتول را جلب کند. بدین ترتیب وی از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت.

در جلسه رسیدگی که در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، متهم به با تکرار اظهاراتش گفت: در مدت ۵ سالی که در زندان بودم یک شب آرام نخوابیدم و عذاب وجدان نابودم کرد. حالا از قضات درخواست می‌کنم در حد امکان در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا بتوانم دوباره آزاد شوم.

در پایان جلسه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، وی را به ۱۰ سال حبس با احتساب روزهای بازداشتی محکوم کردند.

کد خبر 849239 منبع: ایران برچسب‌ها خبر مهم قتل - قاتل حوادث ایران

دیگر خبرها

  • راز معمای جسد بی‌سر مرد افغانستانی در اتوبان همت تهران فاش شد
  • (عکس) هجوم مار سمی غول پیکر به کارگاهی در جنوب تهران!
  • راز معمای جسد بی‌سر مرد افغانستانی در اتوبان همت تهران فاش شد ؛ کشف سر مقتول در یک باغ!
  • پسر پرخاشگر مادر را کشت و جسدش را سوزاند
  • دستگیری پسر جوانی که مادر خود را به آتش کشید + جزئیات
  • سناریوی خودکشی قتل از آب درآمد
  • قتل بی‌رحمانه مادر توسط پسر پرخاشگر در شهرک دانشگاه
  • سناریوی خودکشی قتل از آب درآمد/ همدستی خیانت‌آمیز زن جوان با مرد همکار
  • قتل زن میانسال در دعوای مادر و دختری | دختر جوان تا یک‌قدمی چوبه دار رفت
  • مجازات دختر‌ی که باعث مرگ مادر معتادش شد